سلامی دوباره
امیدوارم حال همگی خوب و خوش و در بهروزی و سلامتی و کامل باشید .
ببخشید که مدتی نبودم .
ولی این مدت خیلی از عزیزان از بین ما رخت بربستند . واقعا جایشان خالی است .
از عزیزانمان مرحومه رعنا رنجکش . سیده کوکب موسوی و .... حضور ذهن ندارم و اگر کسی می داند لطفا برایم ارسال نماید .
پوزش می طلبم از اینکه نامشان را فراموش کرده ام .
شادی روح همه آنها صلوات .
باز هم پاییز شد
باغ از برگهای زرد لبریز شد.
کوچه و باغ و خیابان همه نقاشی شد .
سبز و زرد قرمز و نارنجی شد .
و میان این همه زیبایی خاطرات بچه گی آبی شد .
یاد دیروز و قصه یکی بود و یکی نبود
قصه همسایگی و دوستی و هر چی بود
کمتر از ان امروز دیگر چیزی بود
بوی نان و عطر ریحان
بوی باغ و صبح زیروان
بس چه زیبا بود آنروز
چهره ی زیروان دیروز
پر بود از مهربانی و مهر
بین دوست و فامیل و غیر
چه صفایی داشت آن روز
خنده و شادی هر روز
کاش میشد باز تکرار
غرق شور و خنده بسیار
می شدیم یکدل و یکرنگ
فارغ از کینه و نیرنگ
...